خرید بک لینک

می سوزد دل شمعم به تمنای وصالت
ای شده وصل تو آمال دل غمزده ی ما

برچسب: نویسنده: مهسا افشاری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:37

چند وقت پیش، مراسم چهلم بود که طبق معمول ما آخرین نفراتی بودیم که به جمع پیوستیم. چون همیشه بابت آمدن بچه ها مردد هستیم. یا امتحان دارند و یا کلاس و تمرین...آن روز هم دخترم امتحان داشت و با ما نبود و

برچسب: نویسنده: مهسا افشاری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:37

وسط جاده مانده بودیم. شبی تاریک و در یک منطقه ی کوهستانی سرد و جاده ی دو طرفه. و ترس از اینکه ماشینهای دیگر ما را نبینند، چون ماشین خاموش بود. پسرم و پدرش هر دو به سرعت از ماشین پیاده شدند تا چک کنند

برچسب: نویسنده: مهسا افشاری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:37

پانزده آذر مطابق با آخرین روز ماه رمضان سال1381. اون روزها می رفتم کلاس زبان. علاقه ی بسیار داشتم و همچنین می تونست اندکی از حجم دلتنگیهام رو کاهش بده. استاد زبان، دوست و همکلاسیم بود. همتی! اما دیگه

برچسب: نویسنده: مهسا افشاری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:37

http://s6.picofile.com/file/8380790868/images_1_.jpg

اینک رسیده ام به دروازه ی رویاها

بیا و مهمانم کن به شهر قصه هایت.
بخوان عزیز دلنواز، آوای آرام لالایی را بر دریای متلاطم چشمان،

شاید آسوده گردم.

برچسب: نویسنده: مهسا افشاری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:37

اصلا اسم عمه، یک شکوهی دارد. با ابهت است. والبته گاهی هم با رعب و وحشت همراه است که در مورد همه ی عمه ها صدق نمی کند، از جمله خود من. (پنجاه تا مثل من هم باشند، شایستگی یک اسم عمه را ندارند). ☺یادم هس

برچسب: نویسنده: مهسا افشاری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:37

دعوتی به بزم پروانه ی عاشق
وقتی به هلهله ی نسیم فرحبخش
رقص کنان، می رود پِیِ دلجویی شمعی پریشان

برچسب: نویسنده: مهسا افشاری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:37

الهی! ریشه های خشکیده ی صبر و شکیبایی ام را جانی عطا کن. و شاخه های حلم و بردباری را در من طراوتی بخش امیدم به فضل توست. حال دل شکسته ام را می دانی و من از حکمتت هیچ.

برچسب: نویسنده: مهسا افشاری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:37

سال 94، بسیار پرفراز و نشیب بود برای من. شادیهایی که مرا به اوج می رساند و غمهایی که فرسوده ام میکرد. سحر شب نوزدهم، زنگ تلفن به صدا درآمد و فرمانده گوشی را برداشت و همانطور که مشغول غذا خوردن بود، پا

برچسب: نویسنده: مهسا افشاری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:37

صفحه بندی